| جوک های جدید: غضنفرلکنت زبان داشته میره دکتر، دکتره ازش میپرسه: شما همیشه لکنت زبان دارین؟ غضنفر میگه: ن ن نه آقای دکتر ف ف ق ق ط وو ق ق قتی حرف میزنم!!
بچه: بابا، مگه، خمینی تو دریا غرق شد؟! بابا: نه بابایی، تو تهران فوت کرد، همونجا هم دفن شد. بچه: بابا، پس چرا همه مردم روز مرگ خمینی، میرن شمال؟!!
یکی تو صدا و سیما کار میکرده، بعداز مدتی میندازنش بیرون. میپرسن: چرا انداختینش بیرون؟ میگن: آخه وسط اذان، پیام بازرگانی پخش میکرد!!
دعای ...: خدا کنه آرزو دارم ان شا الله به حق پنج تن یا هر چند تن الهی آمین !!
_______________ صرف فعل نشستن به گویش لری: مو بنیشم تونم بنیشی اونم بنیشه ما که بنیشیم شمام که بنیشید دیه جا نی اونا بنیشن
از علی دائی میپرسن: تیم فوتبال ایران برای حضور در مسابقات جام جهانی چه کار اساسی باید انجام بده؟ علی دائی: من تصور میکنم بهترین کار خرید بلیط مسابقات باشه!!!
_______________ به کسی میگن بابات مرد. میگه: نه بابا، دیشب اومد تو خوابم، تکذیب کرد!!
زن: اوه! نیگا کن ببین این پشه چه جوری پامو زخم کرده!! شوهر با بیحوصلگی: ببین محض رضای خدا دیگه بس کن، این لوس بازیها مال وقتی بود که هنوز ازدواج نکرده بودیم!!!
یکی سوار موتورش بوده، دوست دخترش رو هم ترکش سوار کرده بوده، داشتن توی خیابون می رفتند. دختره با عشوه میگه: این چشات مال کیه؟ مال منه، بعداز چند لحظه دوباره با عشوه میگه: این لبات مال کیه؟ مال منه، بعداز چند لحظه دوباره با عشوه میگه: این قلبت مال کیه؟ مال منه... یهو یکی موتورو پارک میکنه پیاده میشه، دختره رو هم یپاده میکنه، میگه: اگه بخوای همینجوری پیش بری حتماً میگی این موتورهم مال توه!!!!
شعار ترکها در نماز جمعه: خدایا خدایا، تا انقلاب مهدی مواظب خودت باش!!!
_______________ از رشتیه میپرسن: بنظر شما مهمترین مشکل در روابط زن و شوهرهای رشتی چیه؟ میگه: آوو، خوب معلومه دیگه، آمد و رفت مردهای غریبه وقت و بی وقت!!!
دختربچه: مامان، معلممون امروز ازم پرسید، خواهر یا برادر دیگه ای ندارم که بخواد بیاد مدرسه. مادر: چه معلم مهربونیه، حتماً خیلی بهت علاقه داره، خب وقتی بهش گفتی تنها بچه ما هستی، چی گفت؟ دختربچه: هیچی، فقط گفت: خدا رو هزار بار شکر! تو قزوین زلزله میاد، بچه از طبقه بالا میافته روی قزوینیه. قزوینیه میگه: خدا رو شکر هنوز زلزله تموم نشده، کمکهای مردمی رسید!!!
از یه یکی میپرسن: شما ترکین؟ میگه: خب این که دلیل نمیشه!!
یه روز یه مگسه داشته دور سر یه ترکه وز وز میکرده! ترکه بهش میگه: تو رو جون هر کی دوست داری برو یه حای دیگه! باز فردا برامون جوک در می آرن ها!! بچه ای یه آخوند میبینه، بهش میگه: یعنی واقعاً اینقدر سرت درد میکنه!؟
از یکی میپرسن: صبحونه چی می خوری؟ میگه: نوشابا با تیلیت. میپرسن: ظهر ناهار چی میخوری؟ میگه: نوشابا با تیلیت. میپرسن: شام چی می خوری؟ میگه: نوشابا با تیلیت. میپرسن: اصلا ولش کن، بگو اوقات فراغتت رو چیکار می کنی؟ میگه: میشینم نون خورد می کنم واسه تیلیت!!!
به یه کی میگن: بابا یه کاری بکن، ننه ات از بالای پشب بوم با سر افتاد روی ماشین همسایه اتون!! ترکه میگه: ولش کن بابا، حق شه. من ده دفعه به این همسایهه گفته بودم، بغل خونه ما پارک نکن!!!
به یکی دوتا انگشت نشون میدن، میگن: این چند تاست؟ میگه: کدوم یکی!؟ به یارو می گن چقدر شما زشتین؟ یارو میگه: موقعی که کوچیک بودم تو بیمارستان منو عوض کردن!!! بری دیدن بقیه بر روی ادامه مطلب کلیک کن ازدست نده
از یکی میپرسن: اگه توی اتوبان در حالیکه داری با سرعت 130 کیلومتر میری، یک آخوند رو با سر از شیشه ماشین بندازی بیرون چی میشه؟ میگه: خوب معلومه، پلیس راه بخاطر ریختن آشغال توی اتوبان جریمه ات میکنه!! نصیحتی از یک آدم داغ دیده: هرگز به علامت آبی و قرمز روی شیر توالت اعتماد نکن!!21 یکی داشته توی خیابون میرفته یهو داریوش خواننده رو میبینه، هول میشه میگه: آقای داریوش شما که صداتون اینقدر خوبه چرا یک کتاب چاپ نمی کنید!؟ یکی داشته توی خیابون میرفته یهو داریوش خواننده رو میبینه، هول میشه میگه: آقای داریوش شما که صداتون اینقدر خوبه چرا یک کتاب چاپ نمی کنید!؟ تو قبرستان اردبیل یه روز یه یارو داشته با قلم و چکش روی سنگ یک قبر چیز مینوشته، یکی که داشته رد میشده، میگه: آقا داری چیکار میکنی؟ یارو میگه: من مامور ثبت احوالم، این مرحوم وقتی زنده بود اومده بود که اسمش رو تغییر بده، حالا با اون موافقت شده، من دارم اسم درخواستی اشو می نویسم!!! یکی داشته پسرش رو نصیحت میکرده که زن بگیره. پسره میگه: آخه واسه چی باید زن بگیریم؟ دومی میگه: خوب، وقتی شب خسته از سر کار میآی لازمه، یکی تو خونه باشه که گند بزنه تو اعصابت!!! یکی میره دکتر، دکتره میکه: خوب بگو ببینم ناراحتی ات چیه؟ میگه: آقای دکتر نمیدونم چرا صبحها که از خواب پا میشم دیگه خوابم نمیبره!!! _______________ یه یارو میره پیش دکترمیگه: آقای دکتر فکر کنم من سنگ دارم! دکتر هم میگه: خوب جانم، عقب عقب برو اونجا خالی کن!!! اولی: چرا عینکت شیشه نداره؟ دومی: آخه چشم هام ضعیف نیست، بدونه شیشه هم میتونم ببینم!! بچه: مامان، شاهزاده با اسب سفید یعنی چی؟ مامان: یعنی یه خری مثل بابات!!!
|